أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
273
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
است براى آنكه نهى بسيار كنند كسانى را كه منهى نكرده باشند [ وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ ] را هم دليل نيست بر آنكه او گناهى كرد ، باستغفارش فرمودند چون استغفار طاعتى است مستقلّ و فايدهء او تحصيل ثواب باشد بنزديك ما ؛ دون اسقاط عقاب كه اسقاط عقاب خداى تعالى عند توبه و استغفار بتفضّل كند ، آنگه حقّ تعالى پيغمبر را نهى كرد و گفت : « وَ لا تُجادِلْ » مجادله و خصومت مكن براى آنان كه ايشان با نفس خود خيانت ميكنند يعنى از بهر دفع كردن از ايشان ، و معنى خيانت ايشان با نفس خود آنست كه هر كس كه عصيان كند و داند كه او را بدان عقوبت خواهند كرد او خيانت با خود كرده باشد از آنكه ضرر آن راجع با اوست وجهى ديگر آنست كه هر كه با مؤمنى خيانت كند با خود كرده باشد از آنجا كه ايشان از يك دين و يك ملّتاند بمنزلهء آنند كه همه از يكديگراند و مؤمنان را نفس يكديگر خواند از آنجا كه گفت : « وَ لا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ » و خيانت مكنيد و يار خيانتگر مباشيد كه خداى تعالى خيانت كننده و بزهكار را دوست ندارد آن را كه خيانت كرده باشد بدزدى و سرقت ؛ و أثيم باشد و بزهكار به آنكه حوالت به ديگرى كند و مراد بآيت هم بنو ابيرقاند كه ذكر ايشان رفت . [ سوره النساء ( 4 ) : آيات 108 تا 109 ] يَسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَ لا يَسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَ هُوَ مَعَهُمْ إِذْ يُبَيِّتُونَ ما لا يَرْضى مِنَ الْقَوْلِ وَ كانَ اللَّهُ بِما يَعْمَلُونَ مُحِيطاً ( 108 ) ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ جادَلْتُمْ عَنْهُمْ فِي الْحَياةِ الدُّنْيا فَمَنْ يُجادِلُ اللَّهَ عَنْهُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ أَمْ مَنْ يَكُونُ عَلَيْهِمْ وَكِيلاً ( 109 ) آنگه بيان كرد حقّ تعالى و گفت : اين قوم خيانت خود را از مردمان پوشيده ميدارند و از خداى پوشيده نميدارند و پنهان نميكنند و مردمان را بر ايشان دستى نباشد جز از آنكه باز گويند و خداى تعالى كه قادر است بر تعجيل عقوبت و خزى و نكال دنيا و آخرت ازو باز نمىپوشند و او اوليتر است كه از او باز پوشيدندى و باز پوشيدن ازو جز به ترك آن خيانت نتواند بود از آنكه هيچ چيز بر او پوشيده نيست و چگونه پوشيده باشد كه او عالم الذّات است و با ايشان است چون ايشان مىسكالند و مىانديشند بشب « 1 » سخنهائى كه خداى تعالى آن را
--> ( 1 ) - ابو الفتوح ( ره ) در تفسير « يبيتون » گفته : « و تبييت كارى سكاليدن باشد بشب و بعضى اهل لغت گفتند : تبييت بلغت ملى تبديل باشد و قال شاعرهم : و بيت قولى عند المليك * قاتلك اللّه عند الكنود »